الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

104

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و تابعان آنها نيز اسلام خواهند آورد . پس نيت او خير بود . هرگز قصد نداشت كه با اين كار خود مستمندان را خوار كند و مورد اهانت قرار دهد . اما خداوند به او اعلام كرد كه حتى همين كار هم جايز نيست . اكنون به اين نكته اشاره مىكند كه : خداوند فقرا را به اغنيا و اغنيا را به فقرا آزمايش مىكند . مىفرمايد : وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا . اين لام براى عاقبت است . يعنى : همانطورى كه پيش از تو غنى را به فقير و شريف را به بينوا آزموده‌ايم ، اكنون نيز رؤساى قريش را به اين آزاد شدگان و بردگان مىآزماييم . وقتى اشراف ملاحظه مىكند كه يك پا برهنهء عريان پيش از ايشان ايمان آورده ، دچار كبر و غرور ميشوند و از پذيرش اسلامى كه طرفداران آن تودهء فقير است ، عار دارند ! بديهى است كه خداوند از حال مردم و باطن آنها خبر دارد و محتاج آزمايش نيست ، بنا بر اين رفتار او با اينان همچون رفتار آزمايشگرى است كه مىخواهد به حال و باطن كسى آگاهى پيدا كند . منظور خداوند از آزمايش ايشان اين است كه در عاقبت كار بيدار شوند و به خود آيند و صبر كنند و سپاسگزار خداوند شوند ، اما بالعكس صداى اعتراضشان بلند شده ، مىگويند : اينها كيستند كه خداوند آنها را از ميان ما برگزيده و بر آنها منت گذاشته و آنها را در فضيلت ، بر ما مقدم شمرده است ؟ ! در حقيقت ميخواهند منكر فضيلت و برترى و پيش قدم بودن آنان در راه حق بشوند ! ابو على جبائى گويد : منظور اين است كه ما تكليف را بر اشراف گردنكش عرب دشوار كرديم ، زيرا به آنها امر كرده‌ايم كه ايمان بياورند و در برابر اين مستمندان برهنه و گرسنه ، تعظيم و احترام كنند بخاطر آنكه آنها در ايمان حق مقدم دارند ، بديهى است كه اين امر براى آنها شاق و دشوار بود . همين امر شاق را نسبت به آنها فتنه ناميده است . عاقبت اين امر اين شد كه آنها واقعاً از يكديگر بپرسند كه آيا اينها هستند كه خداوند بوسيلهء ايمان بر آنها منت گذاشته است ؟ علت اين